تاریخ, سیاست, علوم اجتماعی

ایرا می ماند: محمد مصدق

پرده اول
ایران می ماند : محمد مصدق

در ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ شمسی چشم به جهان گشود. خودش در کتاب خاطرات و تألماتش، که سال‌ها بعد نوشت و پر از درددل‌های سیاسی و شخصی بود، تاریخ تولدش را این‌طور تأیید می‌کند: «من در ۲۶ خرداد ۱۲۶۱ به دنیا آمدم، هرچند شناسنامه‌ام چیز دیگری می‌گوید، اما این تاریخ واقعی است.»

خانواده‌اش از آن خاندان‌های ریشه‌دار قاجاری بودند؛ پدرش، میرزا هدایت‌الله آشتیانی، وزیر دفتر ناصرالدین‌شاه بود، مردی درستکار و متجدد که از نوادگان میرزا محسن آشتیانی به شمار می‌رفت.
مادرش، نجم‌السلطنه، دختر فیروز میرزا نصرت‌الدوله و نوه عباس میرزا، زنی باسواد و تأثیرگذار بود که بعدها بیمارستان نجمیه تهران را بنیان گذاشت.
این خاستگاه اشرافی، در کنار امتیازات خانوادگی، بی‌شک راه را برای ورود زودهنگام مصدق به عرصه سیاست هموار کرد؛ مسیری که اگر در خانواده‌ای عادی متولد می‌شد، هرگز چنین سرعتی نمی‌گرفت.

غلامحسین، پسر محمد مصدق، در خاطرات شفاهی‌اش، از پدرش نقل می‌کند: «از کودکی علاقه زیادی به مطالعه داشت و در خانه پدری، کتابخانه‌ای کوچک داشت که همیشه به آن مراجعه می‌کرد.» و به نقل از مادربزرگش می‌گوید: «محمد از کودکی جدی و مسئولیت‌پذیر بود و به امور خانواده توجه داشت.»

کودکی مصدق پر از تلاطم بود. در ۹ سالگی، پدرش او را در ردیف مستوفیان زبردست دولت قرار داد و حقوق‌بگیر کرد؛ امتیازی که بیش از آن‌که حاصل توانایی فردی باشد، محصول جایگاه طبقاتی‌اش بود.
مرگ پدر در شهریور ۱۲۷۱ همه چیز را تغییر داد. مصدق جوان مسئولیت استیفای خراسان را بر عهده گرفت و با کمک سررشته‌داران، سریع بر امور مالی مسلط شد. خودش در خاطرات و تألمات از این دوره این‌طور یاد می‌کند: «هیچ حقوقی یا اضافه‌حقوقی داده نمی‌شد مگر این‌که پیشتر محل آن تعیین شده‌باشد…» این تجربه اولیه با فساد و سیستم اداری قاجار، او را با واقعیت‌های تلخ سیاست آشنا کرد، هرچند هنوز بیش از آن‌که «اصلاح‌گر» باشد، یک ناظر منتقد باقی ماند.

جوانی مصدق با ازدواج در سال ۱۲۸۰، در ۱۹ سالگی، با زهرا امامی (ضیاءالسلطنه)، دختر میرزا زین‌العابدین تهرانی، سومین امام جمعه تهران، رنگ و بوی خانواده گرفت. این ازدواج ۶۴ سال دوام آورد و حاصلش سه دختر و چهار پسر بود، هرچند دو پسر در کودکی از دست رفتند.

با شروع انقلاب مشروطه در ۱۲۸۵، مصدق جوان به عنوان یکی از حامیان سرسخت وارد میدان شد. او به اصول مشروطیت باور داشت و می‌گفت پادشاه نباید در امور اجرایی دخالت کند. با این حال، همان‌طور که بعدها هم بارها تکرار شد، وفاداری او به قانون اساسی بیشتر جنبه نظری داشت تا عملی؛ چرا که در بزنگاه‌های سیاسی، بارها تصمیم‌های احساسی و فردی گرفت که با روح نهادسازی مشروطه‌خواهانه سازگار نبود.

در این دوره، مناصبی مثل والی‌گری فارس و آذربایجان و وزارت مالیه را تجربه کرد. خودش در خاطرات و تألمات از استعفای خود از مستوفی‌گری این‌طور می‌گوید: «یکی این بودکه از مسؤولیت کاری که داشتم خود را رها کنم تا بهتر بتوانم تحصیل کنم…» اما بسیاری از معاصرانش این کناره‌گیری‌ها را نشانه حساسیت بیش از حد او می‌دانستند، و همین روحیه زودرنجی، بعدها در نخست‌وزیری‌اش هم تکرار شد.

تحصیلاتش هم بخشی کلیدی از این دوره بود. بعد از دارالفنون در ایران، به اروپا رفت و در دانشگاه نوشاتل سوئیس حقوق خواند، جایی که اولین ایرانی با مدرک دکتری حقوق شد. او در اندیشه حقوقی و قانون‌مداری، کم‌نظیر بود؛ اما همین نگاه حقوقی گاهی او را از واقعیت‌های سخت سیاست و بازی قدرت غافل می‌کرد.
در والی‌گری فارس (۱۲۹۹)، با عشایر قشقایی رابطه‌ای عمیق برقرار کرد. در کتاب مصدق و عشایر، صولت الدوله قشقایی روایت می‌کند: «دکتر مصدق در زمان والیگری فارس، با عدالت و درایت، اعتماد عشایر را جلب کرد…» اما این‌که یک سیاستمدار مدرن به جای تکیه بر نهادهای مدنی و پارلمان، برای بقای سیاسی ناچار به ائتلاف با عشایر بود، خود نشانه‌ای از محدودیت افق او و جامعه‌ای بود که در آن سیاست می‌کرد.
وقتی رضاخان قدرت گرفت و سلطنت قاجار را به پهلوی تغییر داد ، با آن مخالفت کرد و آن را بازگشت به استبداد دانست. در مذاکرات مجلس، از وزارت مالیه‌اش می‌گوید: «در زمان وزارت مالیه، سعی کردم تا اصلاحات مالی را پیش ببرم، اما با موانع زیادی روبرو شدم.» مخالفت‌هایش با رضا شاه، اگرچه درست و شجاعانه بود، اما نشان داد که او بیشتر منتقدی اصولی است تا سیاستمداری که بتواند آلترناتیوی عملی برای اداره کشور ارائه دهد.

همان‌طور که در خاطراتش می‌نویسد: «مگر تو نمی‌دانی که هر کس تحصیل حقوق نمود و در سیاست وارد شد باید خود را برای هر گونه افترا و ناسزا حاضر کند…» این روحیه تحمل و استقامت، بعدها سرمایه اخلاقی او شد؛ اما ضعف در مدیریت عملی، سایه‌ای بود که همیشه همراهش ماند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *