علوم اجتماعی, روانشناسی

تصمیم های مردانه زنان خاموش

زنان خاموش ، تصمیم های مردانه
مى‌گويند زنان از كارهای كوچک خوششان مى‌آيد، كارهای فروتنانه و ساده، بى‌هيجان و بى‌قدرت. گويى سرنوشت آنان با جزئيات تعريف شده است: آماده‌كردن، پرسيدن، هماهنگ‌كردن، اجرا‌كردن.

اما بورديو در اين جمله‌ها در واقع از خودِ سازوكار سلطه پرده برمى‌دارد؛ از همان جايى كه قدرت، نه با فرياد و اجبار، بلكه با طبيعى جلوه دادنِ نابرابرى عمل مى‌كند.

رئيسى كه تصميم مى‌گيرد و منشى‌اى كه اجرا مى‌كند، تنها دو نقش در يك ساختار نمايشى‌اند؛ نمايشى كه در آن امر برجسته به مرد و امر فروتنانه به زن واگذار شده است. حتى در خانه، در كوچك‌ترين سلول اجتماعى، اين منطق پابرجاست: مرد تصميم بزرگ را مى‌گيرد، زنى كه آن تصميم را ممكن كرده، در سايه مى‌ماند.

در اين فضاى روزمره، سلطه ديگر چهره‌اى خشن ندارد. خشونتش را در عادت پنهان كرده است، در زبان، در تقسيم كار، در ظرافت‌هايى كه به‌ظاهر بى‌اهميت‌اند اما هزاران‌بار در روز تكرار مى‌شوند تا تفاوت را بازتوليد كنند.

در مثال ساده‌اى مانند خريد خانه، بورديو نشان مى‌دهد كه چگونه مردان براى حفظ اعتبار نمادين خود از ورود به جزئيات مى‌گريزند و اين مسئوليت را به زنان مى‌سپارند؛ اما همين واگذارى، آن‌ها را به حاشيه مى‌برد.

زن مى‌پرسد، تنظيم مى‌كند، پيش مى‌برد، اما تصميم نهايى، و البته تقصير نهايى، با مرد است.
اين همان خشونت نمادين است: سلطه‌اى كه بى‌آنكه مجبور كند، پذيرفته مى‌شود.
سلطه‌اى كه از بيرون تحميل نمى‌شود، بلكه از درون، از اعماق عادت‌ها و باورهاى جمعى، شكل مى‌گيرد.

و بورديو هشدار مى‌دهد كه هرچه طبقه‌ى اجتماعى پايين‌تر باشد، اين زنجير ناپيداتر و سخت‌تر مى‌شود؛ زيرا در آنجا امكان بازشناسى سلطه كمتر است و سنت و ضرورت، جاى آگاهى را مى‌گيرند.

او به ما نشان مى‌دهد كه قدرت، بيش از هر چيز، در آن‌جايى پنهان است كه «طبيعى» به نظر مى‌رسد؛ در همان لبخند آرام منشى، در همان سؤال ساده‌ى زن هنگام خريد، در همان فروتنىِ به ظاهر بى‌ضرر.

برگرفته از کتاب درسی درباره درس
پیر بوردیو

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *